مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلاماللهعلیها
سـوگـنـد بـه فـرزنـدهای راسـتـیـنـش گـشتیم و پـیدا نیست در عالم قـرینش همراه زهرا، مرتضی هم آفرین گفت بـر دامـن پـاک ابـالـفـضـلآفــریـنـش از نـور حـیدر گـشته روشن آسمانش از نـور ساقی میشود روشن زمینش او را بخـوان داراتـر از داراتـرینها ما را بخوان مستضعفِ مستضعفینش عبـاس بـرده دست بر دامـان این زن عـالم اگر روزی خورد از آسـتـیـنش بـیـن تـمـام کُـنـیـههـایی که نـوشـتـنـد جــانهــا فــدای کـنـیـۀ اُمُّ الـبـنـیـنـش |